أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

179

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

كه شما در بلا صبر ميكنيد يا نه حكم خداى را گردن مىنهيد يا نه بچه بيازمائيم به چيزى اندك از ترس و بيم قومى كه دشمنان شمااند و بگرسنگى و قحط و بنقصان مال و تن و بنقصان ميوه‌ها . عبد الله عباس گفت : دنيا سراى بلاست و مكلّفان درو مبتلايند و معنى ابتلا تشديد تكليف است تا عند آن مستحقّ ثواب عظيم شوند بخوف از دشمن ، و بعضى گفته‌اند : بحرب با دشمنان دين بر سبيل جهاد و بگرسنگى يعنى قحط و تنگى اقوات و ارزاق و نقصان مال يعنى زيان در تجارت و هلاكت چهارپايان و نقصان نفس بمرگ و قتل يا بيمارى و پيرى . شافعى گفت : [ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ ] يعنى ترس از خداى و عقاب او ، و بگرسنگى روزهء ماه رمضان و بنقصان مال يعنى زكات و صدقات ، و نقصان نفس از مرگ و بيمارى ؛ و نقصان ميوه‌ها مرگ فرزندان و فرزندزادگان و فرزند ميوهء دل باشد . ابو موسى اشعرى از رسول صلى اللّه عليه و آله روايت كرد كه چون بندهء مؤمن را فرزندى بميرد خداى تعالى فرشتگان را گويد : بندهء مرا فرزندى ازو بستديد « 1 » و ميوهء دل او را ازو جدا كرديد « 2 » گويند : بلى ، گويد كه : بندهء من در آن حال چه گفت ؟ - گويند : بار خدايا ترا حمد و ثنا گفت و استرجاع كرد ، گويد : بندهء مرا در بهشت خانهء بنا كنيد و آن را بيت الحمد نام نهيد آنگه خداى تعالى محمّد را گفت : اى محمّد كسانى را كه درين بليّات صبر كنند و جزع نكنند ايشان را بشارت ده آنان كه « 3 » چون مصيبتى بايشان رسد استرجاع كنند و با خداى گريزند و گويند : ما خداى راايم امروز ملك و ملك وىايم و فردا رجوع ما در آخرت با ويست . [ إِنَّا لِلَّهِ ] اقرار است مر خداى را بملكيّت « وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ » اقرار است بر نفس خويش بهلك . عكرمه گفت : شبى رسول صلى اللّه عليه و آله را چراغى بمرد و گفت : « إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ » گفتند : يا رسول اللّه اين نيز مصيبت باشد ؟ - گفت : هر چه مرد را برنجاند مصيبت باشد . سعيد جبير گفت : هيچ امّت را در مصيبت آن ندادند كه اين امّت را يعنى

--> ( 1 ) - در نسخهء قديمى : « بستدى » و « جدا كردى » چنان كه در تفسير ابو الفتوح نيز چنان است . ( 2 ) - در نسخهء قديمى : « بستدى » و « جدا كردى » چنان كه در تفسير ابو الفتوح نيز چنان است . ( 3 ) - در نسخهء قديمى « آن را » .